تبلیغات
با نماز - چرا زنان موقع نماز خواندن باید حجاب سر کنند ؟؟؟؟

با نماز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو


ثانیه شمار
اوقات شرعی
جعبه حدیث

موضوع: پرتویی از اسرار نماز -نماز -آشنایی با نماز -

با سلام

دوستان قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهم به چند شبهه جواب می دهم و در اخر جواب سوال را خدمتتان ارایه می کنم شاید برای خیلی ها این شبهه مطرح باشد که :

اگر زیبایی زن به مویش هست زیبایی مرد هم به مو است پس چرا زنان بایدمراعات حجاب نمایند ؟ حقیقت این است که قیاس کردن زیباییهای زن با مرد از نظر منطقی کار صحیحی نیست چرا که :

اولا : همه زیبایی زن و مرد تنها به موهایشان نیست

ثانیا : تفاوت بسیاری بین زن و مرد وجود دارد که چندان نیازی به توضیح ندارد .

ثالثا : پوشاندن موی زن مصالح فراوانی دارد که چنین مصالحی در مردان نیست، چون به طور غریزی مردان هستند که در طلب زنان هستند و این پوشش علاوه بر مصونیت بخشیدن به زنان انگیزه مردان را نیز فزونتر میسازد. حال این سوال مطرح می شود که :

چرا زنان باید حجاب داشته باشند تا مردان تحریک نشوند. مردان اگر می‌خواهند تحریک نشوند نگاه نکنند. چرا آزادی زنان محدود می‌شود؟ اولا حجاب مصونیت است‌،نه محدودیت‌. و اگر محدودیتی هم ایجاد شود .

 اوّلاً : هم برای زن است و هم مرد.

 ثانیاً : مانعی است در مقابل آزادی بی‌حد و حصر و بی‌بندوباری که عوارض بد آن دامنگیر همة افراد جامعه به خصوص خانمها می‌شود. البته اسلام از مرد نیز خواسته است که در برخورد با نامحرم چشمهای خود را به زیر اندازد و از نگاه بپرهیزد. و نیز در پوشیدن لباس‌، عفت و شؤون اسلامی را رعایت نماید. اما به هر حال‌، جمال زن و وضعیت جسمی و روحی او اقتضای رعایت بیشتر حجاب و حیا را دارد. افزون بر این‌، در صورت توجه زنان به مسائل عفاف و امنیت فردی و اجتماعی‌، این مسئله خود مانع بزرگی بر سر راه هوسبازان و فساد در جامعه می‌شود.

برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:

1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینیبر اساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادهای انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است. پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است.

2- توجه به ساختار فیزیولوژی انسان‏نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏ای مستقیم با تفاوت‏های جسمی و روحی زن و مرد دارد.در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و نیز روان‏شناسی زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏های چشمیِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است، از سوی دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتی یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده تحت تأثیر محرّک‏های شهوانی قرار میگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏های حسی پاسخ میدهند. حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.از این گذشته چون هورمون‏های جنسی زن به صورت دوره‏ای ترشخ میشوند و به طور متفاوت عمل میکنند، تأثیر محرّک‏های شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.

با توجه به مطالب فوق میتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّی و اساسی ریشه گرفته است. اسلام میخواهدد انواع التذاذهای جنسی (چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها برای کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربی که حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم میآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم میریزد.اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و برای تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بی بند و باری در پوشش به معنای عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسی است که آثار شوم آن بر کسی پوشیده نیست.

آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی:

1 - بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.

2 - تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین. با رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.

3 - استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیت‏دختر و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی آن‏ها کاسته میشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری است.

 4 - بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او  . حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است.در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خود آرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است".(1)

: به عبارت دیگر جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در میآورد. (2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است.بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

حالا می رسیم به این شبهه که عده ای می‌گویند همة آدم‌ها را خدا آفریده و همه در نزد خدا برابریم و همه خواهر و برادر دینی هستیم‌، پس چرا خانم‌ها باید چادر سر کنند؟ در جواب این افراد باید گفت :اگر منظور این افراد از وارد کردن این شبهه بحث محرم و نامحرم بودن است ، این که همة انسان‌ها از حضرت آدم و حوا آفریده شده‌اند، دلیل نمی‌شود که همه با هم محرم باشند; همان گونه که در یک خانواده‌، دختر و پسرهای دو برادر با هم محرم نیستند. محرم بودن و نبودن برخی از نسبت‌های فامیلی با یکدیگر بر اساس دستور و حکم خداوند است که آیات قرآن کریم آن را بیان کرده است‌. در سوره نسأ، آیه 23 و 24 زنانی که ازدواج با آنان ممنوع می‌باشد، بیان شده است و در سورة نور آیه 31 مردانی که زن با آنان محرم می‌باشند بیان شده است‌.(جهت توضیح بیشتر می‌توانید به تفسیر آیه‌های مذکور مراجعه نمایید.) در نتیجه همان خدایی که همه ما را از آدم و حوا ـ علی نبینا و آله و علیهما السلام ـ آفریده و همان خدایی که محرم و نامحرم را قرار داده است‌، همان خدا فرموده است زن‌های نامحرم باید در مقابل مردان نا محرم‌، حجاب داشته باشند. البته روشن است که تمام احکام خدا بر اساس حکمت و مصلحت است‌. و اگر منظورتان علت تفاوت بین زنان ومردان است‌، آنچه حقیقت انسان را تشکیل می‌دهد قلب و روح انسانی است از دیدگاه قرآن زن و مرد از نفس واحده هستند. "یأیّها النّاس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس وَحدة و خلق منها زوجها و بث‌ّ منهما رجالاً کثیراً و نسأ" (3) بنابراین مایة اصلی زن و مرد یکی بوده و هیچ یک بر دیگری ترجیح ندارد، به بیان قرآن هر دو مکمل و نیازمند هم هستند. "و من ءایـَته أن خلق لکم من أنفسکم أزوَجًا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة إن‌ّ فی ذلک لأیـَت لقوم یتفکرون‌" (4) عمده تفاوتهایی را که می‌توان در نظر گرفت‌، عبارتند از: تفاوتهای روحی روانی‌، که خداوند زن را با عاطفه‌تر و مرد را عقلانی‌تر خلق کرده که هر دو در کنار هم مکمل هم هستند و تفاوتهای جسمانی ـ مذکر و مؤنث بودن ـ. اما در مسایل ارزشی قرآن هر دو را یکسان دانسته و ملاک برتری و ترجیح را تقوای بیشتر انسان قرار می‌دهد، چه زن باشد چه مرد. "یأیّها الناس انّا خلقنـَکم من ذکر و انثی و جعلنـَکم شعوباً و قبائل لتعارفوا إن‌ّ اکرمکم عنداللّه اتقیَکم إن اللّه علیم خبیر". (5) خداوند در مورد اعمال‌، با مکلفین یکسان برخورد می‌کند. "إنّی لا اضیع عمل عـَمل منکم من ذکر او انثی‌َ بعضکم من بعض‌..." (6) نزد خداوند عمل صالح ملاک است‌، از هر کس که باشد "من عمل صـَلحًا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوَة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون‌" (7) بنابراین اینجا باید میان مسایل حقوقی و ارزشی فرق گذاشت‌، چرا که قرآن در مسایل ارزشی زن و مرد را یکسان دانسته‌، چون انسانیت آنها مورد نظر است‌ اگر می‌بینیم قرآن در جایی از مردان شایسته سخن می‌گوید، (شخصیتی همچون لقمان حکیم‌ لقمان‌/12)، در جایی دیگر از زنان شایسته نیز نام می‌برد. (مثل‌: همسر فرعون‌، 11/تحریم و حضرت مریم‌ 43/آل‌عمران و...) و در این زمینه قرآن همچنان که همة حقایق را بیان کرده‌، از مقام والای زن نیز دفاع نموده و حقیقت وجودی شخصیت او را معرفی کرده است‌. اما در مسایل حقوقی چون تفاوتهایی میان زن و مرد وجود دارد و یکسان نیستند به طور طبیعی حقوق این دو نمی‌تواند یکسان باشد ممکن است حقوقی مربوط به زنها باشد و مردان از آن بی‌بهره باشند و بالعکس‌. در ضمن برابری که بین زن و مرد مطرح است‌، از نظر بعد روحانی است‌، ولی حجاب‌، مربوط به بدن است‌.

اما چرا زن باید در حال نماز حجاب سر کند ؟حقیقت این است که بنده در میان آیات و روایات چیزی که به فلسفه و حکمت این موضوع اشاره کرده باشد نیافتم. اصولاً مسائل عبادی و احکام شرعی جنبة تعبدی دارد و در این مسائل فقط تعبد و پذیرش خواست شارع مقدس است ، اگر چه مصالحی در آنها نهفته است که از آنها آگاهی نداریم. در برخی از روایات به گوشه هایی از آنها اشاره می شود.با پیشرفت دانش و فهم و خرد بشری، گوشه های دیگری از آنها آشکار می شود. در اینجا به برخی از مواردی که به عنوان محسنات حجاب در نماز ذکر شده است می پردازیم:1 - داشتن لباس کامل، بر وقار ظاهری انسان می افزاید. هر چه از لباس انسان کم شود، از وقار وی و حفظ شئون اجتماعی اش کم می شود و نزد دیگران تنزل می یابد. می توان حجاب را یک نوع ادب دانست. ادب اقتضا می کند انسان در مقابل دیگران و بزرگان با لباس کامل ظاهر شود. شرکت در محافل و مراسم مذهبی در همة ادیان بلکه نزد همة عقلای عالم معمولاً با حجاب همراه است، به ویژه در اسلام که لباس رسمی حضور زن مسلمان در اجتماعات ، پوشش کامل است.انسان در حال نماز به محضر خدا می رود و در حالی که ملائکه های عرش الهی حضور دارند، در یک مجلس رسمی به عبادت خدا می پردازد. بنابراین چون نماز در حقیقت حضور و بار یافتن به درگاه رب العالمین است، در این مجلس هر چه لباس کاملتر و تمیزتر و خوشبوتر باشد، مطلوب تر است، حتی به مردان سفارش شده که با لباس کامل، ادب حضور در پیشگاه الهی را رعایت کنند.رسول اکرم (ص) می فرماید: "اعبد الله کأنّک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک؛ آن چنان خدا را عبادت کن که گویا او را می بینی. اگراو را نمی بینی، او تو را مشاهده می کند".میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظا، از میان برخیز2 - از دیگر مصالح حجاب در نماز این است که نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب است. نیز یکی از عواملی است که در پاسداشت دائمی پوشش اسلامی زن و جلوگیری از آسیب پذیری او ، نقش مهمی ایفا می کند. اگر بپذیریم اسلام همواره درصدد حفظ حجاب بانوان و مصونیت آنها است و به عفّت و پاکدامنی سفارش می کند، متوجه می شویم پوشش کامل در نماز همسو با این ایده است.برای تأکید بر این مسئله چنین شرطی را در نماز لازم می داند. در حقیقت همراه نماز، درس عفّت و پوشش مناسب می دهد، تا الگوی رفتاری و کرداری زن مسلمان را معرفی کند. در عین حال پوشش کامل در پنج نوبت در شبانه روز تمرین و تلقین عملی بسیار خوب و مناسبی بر پوشش و حجاب اسلامی زن مسلمان است.3 - نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد و مجامع، حجاب کامل می طلبد ، به ویژه برای زنان تا از نگاه دیگران مصون بمانند، مخصوصاً که در نماز رکوع و سجده و نشست و برخاست است، در این صورت حجاب کامل موجب مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و باعث حفظ آرامش روحی نمازگزار ، نیز پاسداری از عفّت عمومی می شود.آنچه گفته شد مواردی است که به ذهن می آید اما دلیل اصلی آن تعبد و پذیرش خواست خدا است.در دایرة هستی ما نقطة تسلیمیم رأی آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرماییعاشقم بر لطف و بر قهرش بجدّ ای عجب من عاشق این هر دو ضد ناخوش او خوش بود بر جان من جان فدای یار دل رنجان من

 

---------------------------------------------------------------------------------------------

 

  1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.
  2. همان، ص 434 .
  3. (نسأ/1) .
  4. (روم‌/21) .
  5. (حجرات‌/13) .
  6. (آل‌عمران‌/195) .
  7. (نحل‌/97) .


نوشته شده در سه شنبه 16 مهر 1392 توسط رسول توسلی آشتیانی
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin