تبلیغات
با نماز - جایگاه نماز در محیط و اجتماع فاسد

با نماز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو


ثانیه شمار
اوقات شرعی
جعبه حدیث

موضوع: پرتویی از اسرار نماز -نماز -

انسان، موجودی است اجتماعی كه در كنار دیگر انسان ها در جامعه انسانی زندگی می كند و بر اثر برخوردهای اجتماعی از دیگر اعضای جامعه اثر می پذیرد. همان گونه كه می تواند بر دیگر اعضا اثر بگذارد. یافته های روان شناسان و دانشمندان رفتار شناس، نشان می دهد كه انسان به شدت به محیط اجتماعی خود وابسته است1 و به سختی از آن جدا می شود. بسیاری از دانشمندان بر این باورند كه مسئله اصلی بشر، نه بقا، بلكه یادگیری زیستن با خود است. انسان نمی تواند در زمان و مكان به گونه ای تنها زندگی كند. انسان، مسایل بسیار زیادی دارد كه جنبه اصلی خیلی از آن ها اجتماعی است. این مسایل، بیشتر پی آمد برخورد افراد و گروه ها با یكدیگر است.2
شخصیت هر كس از پدیده های فرهنگی بسیار متأثر است و تأثیر هر یك از این پدیده ها به صورتی در عواطف و رفتار اجتماعی او ظاهر می شود. رفتار و منش دیگران، شناخت اجتماعی، متغیرهای محیطی، عوامل فرهنگی واجتماعی و عوامل زیست شناختی بر احساس ها، واكنش ها و اندیشه های آدمی در وضعیت های اجتماعی اثر دارد. فرد از همان كودكی، بیشتر همان شیوه هایی را بر می گزیند كه فرهنگ جامعه او می پذیرد. به بیان دیگر، شخصیت فرد هنگامی برای جامعه پذیرفته است كه كشش های او با انتظارات جمعی هماهنگ شود.حال اگر فردی در یك جامعه و محیطی زندگی كند كه افراد آن مذهبی نیستند و به نماز گرایشی ندارند، نمی توان انتظار داشت چنین فردی نمازگزار شود. در اجتماعی كه به مظاهر دینی اهمیت داده نمی شود یا مسجد وجود ندارد، زمینه مناسبی برای نمازگزاری وجود ندارد. در مقابل، محیطی كه پر از افراد مذهبی و مقیّد به نماز است، زمینه مناسبی برای نمازگزاری ایجاد می كند.

در صورتی كه افراد مذهبی و نمازگزار در جامعه با افراد دیگر برخورد خوبی نداشته باشند، محیط مناسبی برای گسترش نمازگزاری به وجود نمی آید. اگر در محیط زندگی انسان افراد ناباب حضور داشته باشند، زمینه ای مناسب برای نمازگریزی فراهم می شود.
عوامل بسیاری از جامعه و محیط در فرد اثر می گذارند و در او احساس و تصوری برای ترك مذهب و نماز پدید می آورند. آن چه از بی اعتنایی نسبت به نماز در فرد می بینیم، زاییده شرایط ذیل است:
1. وسوسه های مكاتب الحادی و ایجاد شك و تردید در اذهان؛
2. احساس این كه حاكمان دینی فاسدند و در راه اجرای آموزه های مذهب نیستند و در آن ها فساد وجود دارد؛
3. تصور ریاكاری از اولیای دین و احساس این كه در پی فریب دادن مردم هستند و افرادی چون او، آلت دستند؛
4. احساس تحجر، بی منطقی و خشكی در آن هایی كه مورد علاقه او هستند؛
5. آلودگی های محیط كه حال و روح او را می گیرند، مانند فساد در كوچه و خیابان؛
6. جدایی اخلاقی و معنوی بین او و روحانیت، به هر علت و دلیلی كه باشد؛
7. تبلیغات بر ضد مذهب و دین و گسترش این اندیشه كه دین قدیمی شده است؛
8. تصور ناهماهنگی دین با زندگی و بی ارزشی عبادت ها مانند نماز.
عقده سازی ها، ایجاد زمینه برای بد بینی ها، نسبت دادن بی مذهبی به فرد، برخورد نامناسب با او در مجامع دینی و یابه شمار نیاوردن او، از عوامل و شرایطی هستند كه بر این علل دامن زده و بر شدّت و مدّت آن می افزایند.




نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند 1392 توسط رسول توسلی آشتیانی
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin